محمد يار بن عرب قطغان
141
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
مزار پير مجرد خواجه ابو الوليد احمد « 1 » 207 به طرف باغ زاغان 208 شتافتند و فرقهاى از سر خيابان درآمده ، نزديك به مدارس « 2 » سلطانى رسيدند . و از مردم شهر جمعى از سواران رزمساز و پيادگان تفنگانداز از بيرون ، در ميان هر دو مدرسه غبار پيكار « 3 » همّت ارتفاع پذيرفت . 209 در آنروز كمال و سپاه اسلام اظهار تسلط و اقتدار ظاهر گردانيده ، هرويان به شهر گريختند و مرتبهء ديگر سپاه جلادت اثر اسلام از طرف دروازهء عراق به جنگ پيش آمدند اما مردم شهر ، مورچل خود را پاس داشته ، قدم از شهر بيرون ننهادند و دوازده روز محاصره قلعهء هرات امتداد يافت . و روز جمعه دوم ماه رجب عبيد الله خان بر اهل هرات ترحم نموده ، لواى مراجعت به جانب ماوراء النهر برافراخت . ذكر عبد العزيز خان 210 بن عبيد الله خان و والدهء او قزاق خانيم كه دختر يكى از سلاطين قزاق بود و تولد او به تاريخ شهر رجب سنهء سبع عشر و تسعمائة در موضع ارقوق [ كه ] از توابع تركستان است ، روى نمود . و او شاهزادهاى بود به وفور حلم و وقار آراسته و به صفت عدل و ديانت پيراسته . چون پدرش عبيد الله خان وفات يافت ، به تاريخ سنهء ست [ و ] اربعين و تسعمائة به اتفاق امراء شجاعتپيشه و تواچيان « 4 » نيكانديشه ، در ولايت بخارا لواى حكومت برافراشت و تنيشبى قوشچى را اتاليق خويش ساخت و به احوال رعايا و كافّهء برايا بر وجه احسن مىپرداخت و چند بار ميان ( 83 الف ) او و براق خان مخالفت و منازعت روى داد . و در سنهء احدى و خمسين و تسعمائة بر تخت خانى نشست و خطبه و سكه در مملكت بخارا به نام و القاب او مزيّن گشت . و چون مدت يازده سال در ممالك بخارا صاحب تخت و افسر بود و مدت شش سال خطبه و سكه به نام او زيب داشت « 5 » ، در اين اثنا طبل ارتحال فرو كوفته به عالم آخرت توجه فرمود . و اين واقعهء هايله به تاريخ سنهء سبع و خمسين و تسعمائة روى نمود و ايام زندگانىاش چهل سال اتفاق افتاد و از وى خلف باقى نماند .
--> ( 1 ) . « س » : ابو اليد ، « ت » : ابو تواليد . ( 2 ) . س : مدار سپاه ( 3 ) . س : « پيكار » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 4 ) . ت : نوئينان . ( 5 ) . س : از « در سنه احدى و خمسين . . . زيب داشت » مطالب به صورت جابجا آمده است .